سال 1392
سلام به دختر قشنگم . خیلییییییی وقت که نیامدم مامی عزیزم .الانم خونه مامانجی فاطمه هستیم من باکامپیوتر دایی دارم برات مینویسم . امروز 12 فروردین سال 1392 هستیم یکم دیر کردیم ولی سال نو مبارک مامی . میدونی مامانی چرا مامان تنبل شده چون یه داداش داره میاد عزیزم و حلام خوب نبود الان داداشی توی ماه هفت من یکم گیج ،خسته .... بودم ولی خوب دیگه هفت ماهش گذشت عسل جون .حالا بریم سراغ عید امسال سال مار گلم ایشالله که سال خوبی باشه کلی با دوستای همیشگیت بازی کردی با کیانا، امی تیدا ، سما و ثمین . خوب بود . خوش گذشت .شما مثل همیشه کلی دلبری کردی با حرف زدن قشنگت به همه حال دادی ، دوست دارم مامانی.داداشتم که تا 3 ماه دیگه میاد ...
نویسنده :
مامان سومی
20:04








